| X Close | ||
آخر دی ماه رو دوست دارم
اتاقم رو دوست دارم
خونوادم رو دوست دارم
و تو رو از همه بیشتر
دوستت دارم گل
دیشب...
امشب...
وای خدای من
میشه؟
بهارم دوستت دارم...
چند ماه تو دلم بود
بالاخره گفتم
اما بعد یه ساعت هنوز حالت تهوع دارم
قلبم درد می کنه
و نگرانم...
خدایا چی می شه؟
بهارم دوستت دارم...
از ناتوانیم بی زارم
از رکود و رخوتم بی زارم
از این که شدم نماد نتونستن...
از این که هنوز نیومده تو شدی دختر خوشگلش...
از این که به خودش اجازه می ده نامه عاشقونه بنویسه...
از این که سکوتم بی غیرتی تعبیر می شه...
از این که نتونستنم نخواستن تلقی می شه...
از این که کوهی از دست نوشته هام دارن خاک می خورن...
از این که محیط عاشقانه این وبلاگ به این روز افتاده...
از همه اینا بی زارم
از خودم بی زارم
بی زارم...
بهارم عاشقتم دیونه وار...
آه ای خدا آه ای خدا
گوش بده از میون آسمونا
می خوام باهات حرف بزنم
چرا هر جا که می رم در به روم وا نمی شه ؟
چرا هر جا دلیه می شکنه مثل شیشه ؟
ای خدا حرفی بزن اگه گوشت با منه
این چیه که قلبمو داره آتیش می زنه؟
می شنوی؟؟؟
اصلا وجود داری؟...
بهارم دوستت دارم...
همون نویسنده ای هستم که
می تونم هر احساس بی احساس رو زنده کنم
اینو قبلا ثابت کردم
دوباره شروع می کنم...
از امروز از صفر...
دوستت دارم همراه همیشگی ام
امروز از روزهای بزرگ خداست
آخه بهترین فرشته اش رو امروز واسه ما فرستاد
دوس داشتنی عزیز مهربون
پاکه و معصوم
واسه همیناس که همه عاشقشن
عریرم تولدت مبارک...
فرشته ناز کوچولو
چشمات قشنگن میدونم
عاشقتم همه میدونن
تو قلبمی خوب می دونم
عسل خانم خوشگل و دلبری
عسل خانم دل تنگ شماست
بهارم دوستت دارم
با صدا میام همه جا تو رو می نویسم
بیا بنویسم...
با تشکر از اقای پدر که امشب باعث اپ شدن وب شدن
پدر جان تولدت مبارک...
دوستت دارم بهار گلم